ما بر گشتيم....
به نام داور بر حق....
نمی دونم چه طوری سلام کنم
. ولی با پرويی تمام می گم سلام...
سلام به آنهايی که دوستشان دارم و ما را دوست دارند
من وامير از همه شماها ناراحت تر هستيم
متاسفانه در اين يکی دو ماهه گذشته برای ما مشکلاتی پيش اومد که؛نتونستيم به شما سر بزنيم.يک سری مشکلات که اصلا فکرش را هم نمی کرديم.
گفتن آنها دردی را دوا نمی کند؛مهم اين است که آدم را گهگاهی به فکر وادار می کند.
و اين که ياد می گيريم زندگی تنها راحتی و گذر عمر نيست؛در واقع زندگی با تمام جلوه های زيبايی که داره يک روی خشن و بی رحم هم دارد.
بعضی مواقع شده در بهترين شرايط اتفاقاتی برای آدم رخ می دهد که توی خواب هم آنها را نمی بينی.
آره اين وضعيت من و امير هست که شکر خدا رو به بهبود است.در واقع می خواستيم حرف بزنيم؛ نه با يک نفر بلکه با تعداد زيادی ؛ با شما ها ؛با شماها که فکر می کنم ما رو درک می کنيد؛ می فهميد.....
فقط می خواستيم بگيم که به ياد شما هستيم؛ و خيلی بی معرفت نيستيم..
يا حق
احسان
لحظه ها ...
در عرض يک دقيقه ميشه يک نفر رو خرد کرد
، در يک ساعت ميشه کسی رو دوست داشت و در يک روز ميشه عاشق شد!
... ولی يک عمر طول ميکشه تا کسی رو فراموش کرد!! 
زندگی چيست؟؟
تلاش برای رسيدن از روز به شب ...
ماندن انگشتان لای کتاب برای يافتن علم بشر ....
آموختن علم به فرزند بشر ...
رهبری قوم بشر ...
و ....
هر يک از ما بر اساس يافته ها ؛ تجربه ها و دانش های خود از زندگی تعريفی داريم ؛ اگر بر فرض مثال تعريف های ما از زندگی صحيح باشد ؛ آيا همگی به آنچه می گوييم ايمان داريم ؛ درباره گفته های خود مسوليت پذير هستيم ؛ يا تنها برای اين که حرفی زده باشيم ؛ سخن گفته ايم.
آيا می دانيم از اين زندگی که تعريف می کنيم چه می خواهيم ؛ در راهی که دوست داريم قرار گرفته ايم يا نه ؟ بعضی ها سخن از اين موضوع گفتن را بيهوده می دانند ؛ می گويند همين است که هست.
اما من می گويم که انها می ترسند ؛ می ترسند از اين که حرفی به ميان بياورند ؛ چون مجبورند از آن زندگی خيالی که برای خود ساخته اند خارج شوند. من و شما يک قدم از انها پيش هستيم ؛ جرات داريم.
سخن گفتن درباره زندگی که چيست و کجاست ؛ کار هر کسی نيست. پس تا اينجا می توانيم به خود افتخار کنيم ؛ اما اين تازه اول راه است؛وقتی کهدرباره موضوعی حرف ميزنيم ؛ نظرات خود را ميگوييم و بحث می کنيم؛اين را ثابت کرده ايم که موضوع مورد بحث ارزشمند است.پس برای ما زندگی مهم است
انيشتين می گويد:هر کس زندگی را بی معنی می يابد نه فقط خوشبخت نيست بلکه لياقت زندگی را هم ندارد ...
همين امر ما را وادار می کند دنبالش بگرديم. مسئله مهم اينجاست ؛ آيا بايد به دنبال هاله ای به نام زندگی باشيم که در آن جز راحتی خيال هيچ نباشد ؛ يا اين که مکانی به اسم زندگی که تنها نکات مثبت داشته باشد ؛ و حتی فکر کنيم که در آن با هر تلاشی به نتيجه قطعی برسيم .....
اين هاله اگر تنها راحتی باشد سختی معنا نخواهد داشت ؛ اگر نکات منفی نداشته باشد خوبی بی ارزش می شود و اگر رسيدن به موفقيت کمی بيش از حد مطلوب به طول بيانجامد اين مکان فرو خواهد ريخت.
با اين مباحث می توانيم يک سری نکات از زندگی را روشن ساخت که:
- مشکلات جزئی از اين زندگی است ...
- هميشه در برابر اتفاق مثبت يک اتفاق منفی رخ می دهد ...
- اگر تنها تلاش کنيم دير يا زود با آنچه می خواهيم می رسيم ...
به نظر شما با کدام عامل قدرتمند می توان به زندگی دست يافت؟
آيا جز قدرت عقل و تفکر است؟
با قدرت مغز اين توان را پيرا می کنيم تا اشيا و افراد و شرايط لازم برای رسيدن به اهداف خود فراهم کنيم.
پس بيانديشيم و زندگی کنيم
يا حق
احسان
سال نو مبارک.....
با عرض سلام خدمت دوستان عزيز و شرمندگی زياد
متاسفانه به علت بی اينترنتی و تنبل بازی من و امير نتوانستيم با شما ارتباط بر قرار کنيم. اميدوارم که سالی پربار همراه با سلامتی داشته باشيد


يا حق
احسان
چند روز به پايان شروع
خاطرات سند بودن انسان اند ؛ امسال نيز گذشت چون پار !
بی اعتنا به من و تو ! رسم روزگار چنين است...
هر يک از ما در سينه قصه هايی دارد از روز های گذشته که هيچ کس جز خود از آن ها اطلاعی ندارد ؛
خوب يا بد! شيرين يا تلخ ! زيبا يا زشت !
خوب است در خلوتی آن ها را مرور کنيم ؛ ببينيم از خود چه به يادگار گذاشته ايم ؛ آيا توانسته ايم خود را حتی را برای چند لحظه در ذهن يک دوست به ياد بگذاريم.
شکست ناپذيری زمان حقيقتی تلخ است ؛ اما انسان نيز شکست ناپذير است.
زمان در گذر است ؛ پس بيش از هر چيز به دنبال آن بازی باشيد که ارزش بازی کردن داشته باشد ؛ آن گاه طوری بازی کنيد که گويی زندگی و سلامت شما به آن وابسته است.
سال تمام شد!
زندگی که تمام شدنی نيست!
يا حق
احسان و امير
